قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4338
تاريخ الفي ( فارسى )
و هفت [ هجرى ] به فراغ خاطر گذرانيد و از هيچ طرف منازعى نداشت . و تتمهء احوالش به جاى خويش گفته آيد . و پادشاه علاء الدين سلطان سواد اعظم هند در سنهء مذكور لشكرى به سردارى ملك مايك افرنگ به دفع على بيگ و تومان منعلى [ ؟ ] كه با سى چهل هزار سوار از راه دامن كوه به ولايت امر دهه درآمده بود فرستاد ، و هم در حدود امروهه اتفاق مقابله و مقاتله افتاد . چنگيز خانيان شكست يافتند و هر دو سردار مغول دستگير شده ، هشت هزار كس از مغولان به قتل رسيدند . و سرداران مزبور را به نظر علاء الدين آورده به حكم او در پاى پيل افكندند . و در اين سال سلطان غازى ملك را به حكومت زنتنبور نصب كرد ، و او بلاد جونپور و جندبرى و علاپور را ضبط كرد ، و گجرات را به الفخان سپردند ، و عين الملك را به تسخير مالوه فرستادند . [ 396 الف ] و حكومت ايل و الوس قايدو خان در اين سال به چاپار متعلق بود . و چاپار با آنكه خود عقل نداشت ، به مشورت امرا و اقرباى دولتخواه خود هم كار نمىكرد و با جماعتى كه دشمن جان او بودند اسرار مىگذرانيد و بدين جهت اكثر ايل و الوس از وى رنجيده ، با دوآ خان در خفيه متفق شدند . و دوآ خان خواست كه به حيله چاپار را در دام آورد . طرح قوريلتاى افكنده چاپار را طلبيد . چاپار چون بر وى اعتماد نداشت ، تقاعد نمود . نوبتى ديگر در ميان تركستان و قراقروم طرح طوى عظيم كرده اسباب طوى بسيار در آنجا نقل كرد و چاپار را طلب نمود . چون چاپار اجابت ننمود و اسباب طوى همه معطل ماند ، دوآ خان دشمنى را بهانهء اظهار يافت و امرا و خويشان و اقرباى چاپار را به مواعيد مستظهر ساخته ، از وى جدا كرد . بدين سبب ميانهء الوس قايدو خان تفرقهاى عظيم افتاد و جميع شاهزادگان آن الوس به قصد هم برخاستند . ارس ، برادر چاپار كه ضبط لشكر طرف سرحد تيمور قاآن به او مفوض بود ، غفلت ورزيد ، چينگسانگ كه به حكم قاآن در مقابل ارس يورت داشت ، چون وى را غافل يافت ، شبيخون آورده او را منهزم ساخت . و امير طرقاى قتلغ خواجه ، ولد دوآ خان ، بر ساربان و تيمور اغول كه در حدود بدخشان يورت داشتند ، تاخت برده ايشان را به خراسان دوانيد . و دوآ خان آوازه انداخت كه لشكر قاآن بعد از شكست دادن ارس ، به تسخير ولايت چاپار برنشستهاند . چاپار سليم القلب باور كرده با بيست تومان لشكر به آن طرف روانه شد و اردوها را به ملك تيمور سپرد و ملك تيمور اردوها را غارت كرده با لشكر متوجه خدمت قاآن شد . و چاپار چون از خديعت ملك تيمور آگاه شد و دانست كه دوآ خان با او در مقام عداوت است ، تمامت ايل و ارس خود را برداشته به قصد دوآ برخاست . و دوآ خان سپاه خود را جمع آورده ، كس نزد قاآن فرستاد كه « چاپار به واسطهء آنكه بر بندگى قاآن ثابتقدمم ، به قصد من برخاسته . »